طناز وب

معنی حکایت چراغ از بهارستان جامی

۱۳۹۸/۱۲/۲۳ ۲۰:۴۱:۲۹
معنی حکایت چراغ از بهارستان جامی
طاووس و زاغ. طاووسی و زاغی در صحن باغی فراهم رسیدند و عیب و هنر یكدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت:'این موزه سرخ كه در پای توست, لایق اطلس زركش و دیبای منقّش من است. همانا كه آن وقت كه از شب تاریك عدم, به روز روشن وجود مى آمده‌ایم در پوشیدن موزه غلط كرده‌ایم. من موزه كیمخت سیاه تو را پوشیده‌ام و تو موزه ادیم سرخ مرا.' زاغ گفت:'حال بر ...
نابینا و چراغ. نابینایی در شب , چراغ به دست و سبو بر دوش,بر راهی می رفت. یکی او را گفت :تو که چیزی نمی بینی چراغ به چه کارت آید ؟ گفت :چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند. بهارستان جامی ...
حکایت سلامان و آبسال نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورد. مثنوی سوم تحفة الاحرار نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده‌است. در این کتاب اشارت‌هایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری ...
26 فوریه 2014 ... دو سده پس از آن که سعدی کتاب «گلستان» را نوشت، یکی از سخنوران بزرگ ایران به نام عبدالرحمان جامی در سال ۸۹۲ (قمری) کتاب «بهارستان» را به پیروی از او به نگارش درآورد. «بهارستان» ... نابینا خندید و گفت: «این چراغ برای خودم نیست. برای کوردلانی ... در این جا بازنویسی چند حکایت از او را می‌خوانید. (۱) پادشاهی ...
16 جولای 2017 ... چراغ راه نابینا حکایت زیبا از کوری که چراغی در دست داشت,حکایت های زیبا از بهارستان جامی,داستان های کتاب بهارستان جامی,داستان های آموزنده.
@kohpayeisfahan داستانک نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟ نابینا بخندید و گفت: این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پ.
عربی پیش از جامی به ندرت به حکایت و سخنی بر می خوریم که زائیده ذهن جامی باشد، بلکه منشأ اغلب. این سخنان و حکایتها منابع عربی است ... بر اساس اطالعات نظام مند تاکنون در هیچ پژوهشی به سرچشمه های حکایات بهارستان پرداخته نشده است. در این مقاله به بررسی. منابع عربی ... پیمبر که در عهد. 3. نوشین روان. به رخ گشت چشم و چراغ جهان ...

خوش آمدید

بستن